‏نمایش پست‌ها با برچسب زیباشناسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زیباشناسی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ اسفند ۱۲, پنجشنبه

در مورد جنگ اوکراین ۲


آرزوها عموما خیلی زیبا هستند. مثلا سربازانی پیاده با سلاح سبک یا حتی مردمی غیرنظامی که بتوانند جلوی کاروان نیروهای زرهی مقاومت کنند. به نظر خیلی رمانتیک است. خیلی شورانگیز است. باشکوه است. می‌شود سال‌ها در مورد آن لحظه حماسه‌سرایی کرد. اما واقعیت امر این است که آن کاروان ظرف چند دقیقه از برابر چنین مقاومت‌های عبور می‌کند. 
جنگ، مانند دیگر مفاهیم سیاست، دارای رگه‌های جدی و البته زائد زیباشناسانه است. جنبه قابل فهمش همین مقاومت‌هاست و جنبه کمدی‌اش هم مثلا انتشار عمومی عکس ملکه زیبایی اوکراین با کلاشنیکف. اما در نهایت این سلاح یا نیروی نظامی است که تکلیف جنگ را مشخص می‌کند. بهترین سلاح‌ها و بهترین سربازان و فرماندهان هستند که جلوی پیروزی اشغال‌گر را می‌گیرند و نه مردمی غیرنظامی. بخش زیباشناسانه جنگ شاید به درد تبلیغات یا پروپاگاندای رسانه‌ای بخورد، اما همان زمان که رسانه‌ها مشغول نشان داده این مردم غیرنظامی مقاوم هستند یا در حال بروز عواطف یا نمایش آثار هنری مرتبط با جنگ هستند، در همان زمان خاک شما وجب به وجب به اشغال دشمن در می‌آید. 
سیاست‌مدار خوب آن است که در زمانی که متوجه عدم توازن قوای نظامی می‌شود، به هر شکل ممکن از بروز جنگ جلوگیری کند. بتواند رابطه نیروها را به شکلی تغییر دهند که امکان بروز جنگ به حداقل برسد. و حتی اگر جنگ اجتناب‌ناپذیر بود برای دفاع خود را آماده کند و به انتظار کمک دیگران نباشد. و هر جا که ممکن است سعی کند که جلوی بروز هزینه بیشتر را بگیرد. 
جنگ شوخی نیست. جنگ و اشغال یعنی نابودی دولت یک کشور از بین رفتن زیرساخت‌های اساسی یک کشور که ممکن است یک کشور را برای چند نسل به عقب‌ بازگرداند. 
چیزی که من در این یک هفته دیده ام بیشتر همین جنبه‌های زیباشناسانه بوده است. دیدن زیبایی البته که زیباست. دیدن سربازان و مردم غیرنظامی مقاوم زیباست. اما شوخی است اگر تصور کنیم که در جنگ، زیبایی بر سلاح پیروز می‌شود. این‌ها آرزو‌ها و تخیلاتی است که از طریق رسانه‌های گسترش پیدا می‌کند. متاسفانه در جنگ هم با خیال و آرزو نمی‌شود پیروز شد.

س.ا.ک

۱۳۹۹ آبان ۲۹, پنجشنبه

زیباشناسی در عصر جمهوری اسلامی


 

چند روز پیش عکس بالا را در توییتر دیدم. نویسنده توییت از آن به عنوان یکی از زیباترین طرح‌های معماری یاد کرده بود و بسیار تاسف خود که چنین معماران و معماری‌ای در ایران هستند و ما قدر آنها را نمی‌دانم.! جدا این عکس زشت، کافی است سری به روستاهای ویران شده شمال ایران یا دیگر مناطق ویلاسازی شده بیاندازیم و بنایی واقعی‌ای از این دست را با چشم ببینیم. در اینجا نمی‌خواهم در مورد یکی از بحران‌های جدی کشور، یعنی همین ویلاسازی و تغییرکاربری اراضی ملی و کشاورزی، صحبت کنم که خود داستانی است پر آب چشم. پرسشم در مورد زیباشناسی دوره جمهوری اسلامی است. این عکس و آن ویلاها و شهرسازی سی دهه اخیر و بناهای اداری و مساجد یا طرح‌های توسعه حرم‌های مقدس و امامزادگان که در طول این سال‌ها ساخته شده است یا حتی مجسمه‌های که گذاشته شده اند  و چیزهایی از این قبیل دقیقا چه ویژگی‌ای دارند؟! همه اینها برای من سوال بزرگ ایجاد می‌کند که نتیجه چهل سال حکومتی به نام جمهوری اسلامی در حوزه‌ در هنر چیست؟ در معماری، در موسیقی، در شهرسازی و در نقاشی. به عبارت دیگر هنر عصر جمهوری اسلامی دقیقا چه وجوه ممیزه‌ای دارد؟! چه ویژگی‌هایی دارد که به ما کمک کند که در آینده آثاری را با این صفت نام‌گذاری کنیم؟! به هر حال در همه در همه دولت‌های قدیم تا آخر دوره قاجار هنر خاص خودش را دارد. حتی در رژیم منحوس آن پدر و پسر، و در بخش‌هایی از فرهنگ و هنر می‌توانیم ویژگی‌هایی ببینیم که متعلق به آن دوران است. مثلا معماری نئوکلاسیک عصر پهلوی اول یا تجدید موسیقی ایرانی در آن دوره یا شهرسازی‌هایی که کل شهرهای ایران را متحول کرد. یا در دوره پهلوی دوم هم به هر حال معماری مدرن وجود دارد، تحول موسیقی کلاسیک و ظهور مرکز حفظ و اشاعه وجود دارد، در کنار آن موسیقی پاپ جدید یا باله و اپرای ایرانی شکل می‌گیرد. و بسیاری از این قبیل. اگر چه تاریخ این تحولات هنوز به درستی نوشته نشده است، اما به هر حال مطالعاتی در این مورد شده است. اما در مورد جمهوری اسلامی چه!؟ کدام بیابان را آباد کرده اند چه اینقدر ادعا دارند!؟ در موسیقی، در معماری، در شهرسازی و ...
زیباشناسی در عصر جمهوری اسلامی چگونه است؟!

https://twitter.com/SEKoohzad/status/1314602482346201088


س.ا.ک