۱۴۰۱ مهر ۲۰, چهارشنبه

در مورد جنبش اخیر ۶؛‌ بحران نهایی در نظریه حکومت اسلامی

هشت سال پیش در زمان شروع فتنه دواعش و آغاز فتوحات آنان در سوریه و عراق و پخش سربریدن‌ها و شکنجه‌ها و به بردگی جنسی گرفتن‌های آنها، استاد محمد مجتهد شبستری طی یادداشتی فقها و حوزه‌های علمیه شیعه و سنی را مخاطب قرار داد و از آنان پرسید که دقیقا تفاوت نگاه شما با داعش چیست؟ استاذنا نوشت: «اگر خلیفه داعش «ابوبکر بغدادی» که خود را مسلمان ناب و مجری شریعت اسلام می‌نامد از فقیهان رسمی جهان اسلام بپرسد: فرق مبنایی و تئوریک شما با من در بیان شریعت اسلامی در کجاست که این همه مرا لعن و نفرین می‌کنند؟ این فقیهان چه پاسخی به او خواهند داد؟!» ۱
حاق مطلب و لب‌لباب حرف دقیقا همین جاست. فاصله آن چیزی که دواعش و طالبان به عنوان شریعت اسلامی و ضرورت اقامه آن از طریق برپایی حکومت اسلامی مطرح می‌کنند با نظر فقهای رسمی شیعه و سنی در مورد شریعت اسلامی به باریکی یک مو است. در واقع در عرصه نظر تفاوت ماهوی‌ای بین آنها وجود ندارد. استدلال‌های میان همه اسلام‌گرایان افراطی در مورد رابطه اجرای احکام اسلامی و برپایی حکومت اسلامی یکی است. در عرصه عمل هم بنا به شرایط سیاسی و اجتماعی، از جمهوری اسلامی تا داعش و طالبان، هر کدام حدی از شریعت و حدود اسلامی را اجرا می‌کنند و همچنان آمال و آرزوهای خام آنها اجرای کامل احکام تغییر ناپذیر اسلامی برای رسیدن به حکومت تراز اسلامی است. اما احتمالا خودشان هم خوب می‌دانند که با چند حکم کلی و شریعتی که به ویژه در بخش معاملات و امور جزائی متعلق به دوران قدیم است دیگر حتی یک روستای پنجاه نفره را هم نمی‌شود اداره کرد تا چه برسد به کشورهای چند میلیونی با ساختارهای سیاسی و اجتماعی پیچیده در دوران جدید. به همین دلیل است که اساسا اقامه احکام شریعت در ج ا تبدیل به سرنا از سر گشاد زدن شده است. در تمام طول‌ این دهه‌ها، به طور مرتب اجرای آن را متوقف یا محدود کرده اند چون می‌دانند که اجرای واقعی این احکام ممکن نیست. اما همچنان می‌خواهند روی برخی از این احکام بیاستند. احکامی مانند حجاب یا حجاب اجباری چون بیش از اینکه مسئله شرعی در میان باشد، برای اسلام‌گرایان جنبه هویتی پیدا کرده است.
و اکنون ما در پیچی تاریخی قرار داریم. اعتراضات دقیقا قلب نظریه سیاسی خلافت اسلامی، ایده مشترک همه اسلام‌گرایان شیعه و سنی، را هدف قرار داده است. موضوع گشت ارشاد و حجاب اجباری به بهانه اقامه شریعت مرکز این بحران است. و قطعا هم پاسخ به این بحران نه از طریق مراجعه به فقه و فقها، بلکه از طریق تغییر توازن قوای سیاسی به نفع مصالح عمومی و منافع ملی ممکن است. از این پیچ تاریخی بگذریم، سعادت ملک و دین را، اقلا برای مدتی نه چندان کوتاه، تضمین کرده ایم.


۱۱ مهر ۱۴۰۱


۱ - محمد مجتهد شبستری، «اگر "داعش" از فقیهان بپرسد»، «+»

https://twitter.com/SEKoohzad/status/1576842148128772096

س.ا.ک

در مورد جنبش اخیر ۵؛‌ در مورد پیام میر حسین موسوی


رژیم جمهوری اسلامی و شخص حاکم در وضعیتی است که در گذشته به آن «سلطه به سیف» می‌گفتند. یعنی مسلط شدن بر کشور و مردم تنها با اتکا به زور و شمشیر. می‌توان حدس زد که بخش بزرگی از ارتباطات عاطفی بین مردم و حتی کارگزاران پیشین و فعلی سیستم با رژیم و حاکم از بین رفته است. رژیم و حاکم مسلط دیگر بر مبنای یک نظام سیاسی - حقوقی عمل نمی‌کنند. حتی دغدغه‌های ایدئولوژیک هم رنگ باخته است. به معنای دقیق کلمه تنها زور نیروهای مسلح است که این شخص و رژیمش را نگاه داشته است. دقیقا در همین جاست که پیام میرحسین موسوی اهمیت پیدا می‌کند. قلب مسئله امروز ما را دیده است. بدون همراهی نیروهای مسلح این سرکوب ناممکن خواهد بود و می‌توان تصور کرد که با همراهی آنان فرایند گذار شروع شود. همین جاست که مهندس از نیروهای مسلح می‌خواهد به پیمانی که بسته اند و سوگندی که خورده اند وفادار باشند. مسئولیت آنها نه سرکوب و کشتار مردم معترض به استبداد و فساد و فقر و تبعیض، بلکه دفاع از استقلال، تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و نظم و امنیت عمومی است. به تعبیر مهندس موسوی نیروهای مسلح باید «در سمت حقیقت، در سمت ملت بایستید.»

۶ مهر ۱۴۰۱


https://twitter.com/SEKoohzad/status/1576137195777236992

س.ا.ک



باز هم قرآن بر نیزه‌ کردن

ما ز قرآن مغز را برداشتم
پوست را پیش خران بگذاشتیم
مولوی
هزار و چهار صد سال که بر منبرها در مورد قرآن بر نیزه کردن‌های سپاه معاویه روضه خوانده اند اما باز هم به وقتش نیرنگ عمر بن عاص را به کار می‌برند و برای ایجاد فتنه، قرآن بر نیزه‌‌ها می‌کنند. به تعبیر مولا «فریب نخورید! این‌ها مشتی جوهر بین دو جلد اند.». قرآن ناطق و مغز قرآن جای دیگری است. این نشانه‌های فریب و نیرنگی است که در هر دوره توسط فرزندان خلف خدعه و تزویر اجرا می‌شود.



س.ا.ک

در مورد جنبش اخیر ۴؛‌ در بی‌اهمیتی سیاسی دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و افکار عمومی جهان ۲


زیاد گفته شده که کار سیاسی یا حتی رسانه‌ای در خارج از کشور در بیشتر مواقع نامطلوب و کم‌اثر است. تکرار مکرر این حرف شاید آزار دهنده باشد. اما حقیقت امر این است که به لحاظ سیاسی تظاهرات بزرگ در ونکوور، حمله به سفارت ایران در پاریس، زنجیره انسانی بر روی پل گلدن گیت سانفرانسیسکو، درگیری اوباش‌های ایرانی در لندن، تحریم گشت ارشاد توسط دولت‌های آمریکا و کانادا، واکنش شورای حقوق بشر سازمان ملل یا گروه‌های حقوق بشری، یا واکنش‌های چهره‌های سیاسی و هنری و رسانه‌ای غربی و همه اتفاق‌های مانند این، متاسفانه یا خوشبختانه، تاثیری ندارد. ایرانیان مقیم خارج فاقد هرگونه قدر سیاسی موثر هستند. سر و صدای گروه‌های سیاسی ایرانی خارج از کشور از مصادیق طبل توخالی است. رسانه‌های فارسی‌زبان خارج، بلا استثناء، به دولت‌های خارجی یا حتی دولت‌های متخاصم مانند آمریکا و اسرائیل و سعودی وابستگی مطلق دارد و پروژه‌های سیاسی دولت‌های خود را نمایندگی می‌کنند. قدرت‌های خارجی اراده و احتمالا امکان تاثیرگذاری چندانی بر رخدادهای فعلی ایران ندارند. واکنش چهره‌ها و سازمان‌ها و حتی رسانه‌های غربی در نهایت شوی چند روزه، اگر نه چند دقیقه‌ای، است.
از همه اینها تنها یک نتیجه می‌توانم بگیرم. آنچه خارج از مرزهای ایران رخ می‌دهد، از رسانه و تظاهرات تا تحریم‌های حقوق بشری و یا ابراز تاسف‌ها و ترحم‌های متفاوت تا اوباش‌گری و حمله به سفارت‌های ایران اگر تاثیر منفی نداشته باشد، که عموما هم دارد، در بیشتر موارد به لحاظ سیاسی بی‌تاثیر است.
قدرت سیاسی موثر در داخل ایران است. نیروهای سیاسی اثربخش در داخل ایران اند، تنها در داخل ایران امکان تغییر توازن قوای سیاسی به نفع مصالح عمومی و منافع ملی وجود دارد. اطلاع‌رسانی درست و در چهارچوب خیر جمعی تنها از داخل ممکن می‌شود. و به طور کلی تنها نیرویی که می‌تواند توازن موجود را تغییر دهد نیروی ملی سازمان‌یافته در داخل ایران است. باقی، چه دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم، عموما مندرج در تحت شو و نمایش است.
تمرکز کردن و امید بستن به هر آن چیزی که از خارج از مرزهای ایران وارد می‌شود آب در هاون کوبیدن و هوا در غربان کردن است. موقعیت بحرانی فعلی، دروازه ورود به عصر جدیدی از تاریخ سیاست ملت ایران است. نباید گذاشت صرف ابراز احساسات، نمایش، بیع و شراء یا پروژه‌های دول اجنبی و مزدورانش به آن آسیب جدی برساند. باید تمام قد از آن حفاظت کرد.

۲ مهر ۱۴۰۱


https://twitter.com/SEKoohzad/status/1574563030503133184

س.ا.ک


در مورد جنبش اخیر ۳؛‌ در ضرورت گفتگو پیرامون مقاومت و پیروزی


بسیاری از ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی به یاد شهید مهسا امینی در حال یادآوری خاطرات و وقایع دردناک سال‌ها و حتی دهه‌های اخیر اند. در همین ابتدا بگویم که امیدوارم بد برداشت نشود. منظورم تحقیر این خاطرات و رنج‌ها نیست. اما سرود «مرغ سحر» و «از خون جوانان وطن لاله دمیده» و امثالهم و صرف بیان دردها و رنج‌ها تا اطلاع ثانونی سرود و روایت شکست‌خوردگان است. در برابر می‌شود گفت که فرصت هم برای یادآوری این دردها و رنج‌ها زیاد است. تاریخ رنج در این کشور، تاریخ طولانی و غم‌انگیزی است. اما امروز زمان سرود «همراه شو عزیز» و «ای ایران» است. زمان یادآوری پیروزی‌ها و جان‌فشانی‌هاست. آخر چه چیزی از این باشکوه‌تر، شریف‌تر و حماسی‌تر که یک «ملت» برای اعتراض به قتل فرزند و شهروندش، برای شهیدش، برای دخترش، برای حقوق ملی‌اش چنین دست به اعتراض بزند؟ چیزی که اسفراین را در خراسان به سقز در کردستان و رشت را در گیلان به زاهدان در سیستان و بلوچستان و همه ایران را به هم وصل کرده است. و این اتفاق چیزی نیست غیر از زیبایی.
باز هم می‌گویم که منظورم به هیچ وجه کم جلوه‌دادن رنج‌های مردمان سرزمین‌مان نیست. داستان این اندوه و محنت ما ایرانیان، یکی داستان است پر آب چشم. اما می‌شود امروز به پیروزی‌هایمان هم فکر کنیم. روزی کشورمان اشغال بود، اما فرزندانی، اکثرا هم‌سن معترضین کنونی، با خون خودشان مانع از اشغالگری آن حرامی تکریتی شدند. روزی فکر می‌کردیم که دیگر از تاریکی استبداد و فقر و تباهی هرگز بیرون نخواهیم آمد. اما هر بار طنین گام‌های سرافزار ملتی را شنیدیم که به همه آن پتیارگی‌ها نه گفت. به یاد بیاوریم که تا همین دو دهه پیش در مخیله کسی خطور نمی‌کرد که دختران شجاع‌مان چنین از آزادی و شرافت خودشان، در برابر نظام برده‌داری اسلامی دفاع کنند و روسری‌هایشان را در خیابان بردارند و با آتش اهریمن را دور کنند. اما چنین شد. روایت‌های شکست زیاد است، اما روایت‌های پیروزی هم کم نیست. لااقلش این است که بگوییم در برابر همه این تباهی و فساد تسلیم نشدیم و هنوز زنده ایم. به عنوان یک ملت زنده‌ ایم. و هنوز می‌توانیم مانند سکانس پایانی فیلم پاپیون فریاد بزنیم که «حرامزاده‌ها ما هنوز زنده ایم!»

 
۲۹ شهریور ۱۴۰۱

https://twitter.com/SEKoohzad/status/1573298988971098114


س.ا.ک 

در مورد جنبش اخیر ۲؛‌ در بی‌اهمیتی سیاسی دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و افکار عمومی جهان

روز پیروزی ما و روز شکست دشمن روزی خواهد بود که ایده فعالیت سیاسی خارج از کشور و ایده تاثیر دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و افکار عمومی جهان در سیاست داخلی ایران از بین برود.
فعالیت سیاسی در خارج از ایران بیشتر به شوخی می‌ماند. در بهترین شرایط بی‌تاثیر است. اگر نگویم تاثیر مخرب دارد که آن هم عموما دارد. و متاسفانه باید بگویم که با توجه به مشاهداتم ایده فعالیت سیاسی خارج از ایران به واقع لانه شارلاتان‌ها هم هست. دوری کردن از این ایده به سیره عقلا نزدیک‌تر است. دوم هم واقعا نمی‌فهمم با چه شاهد و بینه‌ای هنوز، و بعد دهه‌ها تجربه، ایده تاثیر دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و یا حتی افکار عمومی کشورهای خارجی بر روی مناسبات سیاسی ایران همچنان طرفدار دارد؟‌ واقعیت امر این است که این تلاش‌ها عموما هیچ تاثیری بر روی ساخت قدرت و رابطه نیروها در ایران ندارد. ممکن است گاهی توسط دولت‌های خارجی از آن استفاده شود اما آن هم مقطعی و عموما مخرب و خلاف مصالح عمومی ماست. سازمان‌های بین‌المللی و افکار عمومی جهان، مثلا شخصیت‌های مطرح هم چیزی بیشتر از این نیست. دادن بیانیه یا توییت کردن یا برگذاری تجمعات اعتراضی هیچگاه تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر رفتار سیاسی ج ا نداشته است. آنها بعد از این توییت و بیانیه و تجمع می‌روند سر زندگی خودشان در حالی این مشکل اصل مسئله زندگی ماست. هیچکدام از این تلاش‌ها سیاسی نیست. بیشتر توهم تاثیر سیاسی را الغا می‌کند که این توهم بیشتر مخرب است تا موثر.
ما به عنوان یک ملت در زندان ایم. این زندان فقط توسط همین ملت پایان می‌پذیرد.


۲۹ شهریور ۱۴۰۱

https://twitter.com/SEKoohzad/status/1572925609906511872

س.ا.ک

در مورد جنبش اخیر ۱؛ سه دستاورد جنبش ملی تا کنون

تا آنجا که می‌فهمم اعتراضات اخیر تا اینجا چند دستاورد مهم داشت. اعتراضات روح مقاومت ملی ما را احیا کرده است. خمودگی و انفعال سال‌های اخیر ترس از پذیرش نظام شبه‌برده‌داری موجود را تقویت کرده بود. این اعتراضات نشان داد که ملت ایران را نمی‌شود به بردگی کشید. جامعه ما علیرغم تمام ضربه‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی همچنان نسبت به سرنوشت خود حساس است. نکته دوم ملی بودن اعتراضات بود. این اعتراضات به معنای دقیق کلمه ملی است. تمامی کثرت‌هایی که ملیت ما را تشکیل می‌دهد در اعتراضات حضور داشتند. «اقوام» ایرانی، مرکز و پیرامون، شمال و جنوب شهر، سبک‌های مختلف زندگی و گرایش‌های مختلف سیاسی و مذهبی در این حرکت ملی حضور داشتند. یعنی اعتراضات ملت ایران بود در برابر تلاش‌های ضدملی حکومت. نکته سوم محور قرار گرفتن «مسئله زن» بود. چهار دهه مواجهه ارتجاعی حکومت با این مسئله نه تنها بر روی حقوق شهروندی زنان ایران سرپوش نگذاشت، بلکه آن را به اولویت مبارزات ملی کشاند. حجاب اجباری و نماد آن، یعنی کثافتی به نام گشت ارشاد، دیگر مانند هفته قبل نخواهد شد.

اما همچنان مسائلی وجود دارد. ممکن است بدنه جوان اعتراضات سرخورده شوند یا سرکوب‌ها افزایش پیدا کند و حتی مردم معترض امکان جمع‌بندی مطالبات را نداشته باشند به سمت رادیکالیسم بیش از حد بروند که خود با توان فعلی جامعه منافات دارد. اما به نظرم نداشتن رهبری سیاسی مهمترین مشکل است. در واقع نداشتن رهبری سیاسی نکته قوت نیست. همه مشکلات بالا هم کم و بیش ناشی از همین مسئله است. تجربه نشان داده بدون رهبری سیاسی امکان پیروزی جنبش‌های سیاسی بسیار پایین است. باید روی این مسئله فکر کرد.

۲۸ شهریور ۱۴۰۱

https://twitter.com/SEKoohzad/status/1572896319102128128

س.ا.ک